بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
شبکه فرانس ۲۴ از تهران گزارش داد که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در اظهاراتی تأکید کرده است که اکنون زمان پایان دادن به جنگ با ایالات متحده است، چرا که ایران «در موقعیت قدرت و عزت» قرار دارد. پزشکیان در دیدار با جمعی از پزشکان تصریح کرد: «بهتر است اکنون جنگ را به پایان برسانیم، زیرا در موضع قدرت و کرامت هستیم. تمام جهان پیروزی ما را تأیید میکند و تأکید میکند که آمریکا بر خلاف تمام مقررات، مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای ما را مورد حمله قرار داده و در سراسر جهان منفور شده است.»
این گزارش میافزاید که رئیسجمهور ایران از یادداشت تفاهم ژوئن با آمریکا دفاع کرد و آن را نشانه شکست تهران ندانست. وی تأکید کرد: «آنها نمیتوانند حتی یک بند در این توافق پیدا کنند که نشاندهنده تسلیم باشد. تمام تعهدات مربوط به طرف مقابل است.» این در حالی است که برخی نمایندگان مجلس به این توافق انتقاد کرده اند. ترامپ نیز از طرحی موسوم به «روز دی اقتصادی» سخن گفته است.
فرانس ۲۴ تصریح میکند که وزارت امور خارجه ایران این تحریمها را «تروریسم اقتصادی» و «جنایت علیه بشریت» خواند و عباس عراقچی، وزیر خارجه، نیز طرح آمریکا را «انحرافی از بحران خود آمریکا» توصیف کرد. چین نیز با رد فشارهای واشنگتن اعلام کرد که «تحریم و فشار به حل مسئله کمک نخواهد کرد.» بر اساس گزارشهای رسانهای، نیروی دریایی آمریکا کاروانهای مخفی نفتکشها را از مسیر جنوبی تنگه هرمز اسکورت میکند و روزانه بین ۵ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت صادر میشود، اما تنگه همچنان به طور کامل باز نشده است.
شبکه سیانبیسی گزارش داد که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرده است که دولت ترامپ احتمالاً عملیات نظامی گسترده علیه ایران را از سر نخواهد گرفت و در عوض بر خفه کردن اقتصاد این کشور تمرکز خواهد کرد. بسنت در مصاحبه اختصاصی با سیانبیسی گفت: «اگر فشار اقتصادی حداکثری را اعمال کنیم، احتمالاً یک بازگشت جنبشی بزرگمقیاس رخ نخواهد داد.» وی از برگزاری یک کنفرانس خبری در روز دوشنبه برای تشریح جزئیات طرح موسوم به «روز دی اقتصادی» خبر داد و هشدار داد که آمریکا «بزرگترین انزوای اقتصادی هماهنگ در تاریخ جهان» را علیه ایران ایجاد خواهد کرد.
این گزارش میافزاید که ترامپ در پیامی در شبکه تروث سوشال اعلام کرده است که هر کشوری که به ایران «هر نوع شریان حیاتی» ارائه دهد، با مجازاتهای اقتصادی بزرگ مواجه خواهد شد. بسنت با لحنی تهدیدآمیز به متحدان آمریکا هشدار داد: «یا با ما هستید یا علیه ما. اگر اصرار به تجارت با ایران داشته باشید، خزانهداری و دولت آمریکا تمام توان خود را برای اجرای تحریمها علیه شما به کار خواهد گرفت.»
سیانبیسی با اشاره به اینکه تولید ناخالص داخلی ایران در طول جنگ منقبض شده و تورم به سطوح تاریخی رسیده، به نقل از کارشناسان هشدار میدهد که نباید فروپاشی قریبالوقوع اقتصاد ایران را مفروض انگاشت. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در واکنش به تهدیدهای ترامپ تأکید کرد: «دوبرابر کردن سیاستهای شکستخورده فقط به شکست بیشتر و دشمنی مردم ایران منجر خواهد شد.»
رسانه های عربی
المیادین در گزارشی در رابطه با چالش های اقتصادی آمریکا در جنگ با ایران نوشت: ایالات متحده در حال حاضر با ترکیبی بیسابقه از چالشهای اقتصادی و امنیتی مواجه است. عبور بدهی ملی از مرز ۴۰ تریلیون دلار، در کنار فشارهای تورمی ناشی از قیمت انرژی و تبعات تنشهای نظامی، ثبات اقتصادی و قدرت خرید شهروندان آمریکایی را با تهدید جدی روبرو کرده است. این گزارش به بررسی تأثیر متقابل بدهی عمومی و هزینههای احتمالی درگیریهای خارجی بر اقتصاد داخلی آمریکا میپردازد.
بدهی ملی آمریکا با عبور از سقف ۴۰ تریلیون دلار، به یک مسئله ساختاری تبدیل شده است. افزایش مداوم این بدهی در شرایطی که نرخهای بهره در سطوح بالایی قرار دارند، منجر به افزایش چشمگیر «هزینه خدمات بدهی» شده است. دولت آمریکا اکنون ناچار است بخش فزایندهای از بودجه سالانه خود را صرف بازپرداخت سود این بدهیهای کلان کند که این امر توان مالی دولت برای سایر بخشهای حیاتی را به شدت کاهش داده است. تحلیلها نشان میدهد که هرگونه تنش نظامی در منطقه خاورمیانه، بهویژه در رابطه با ایران، مستقیماً بر بازار انرژی تأثیرگذار است. با توجه به نقش انرژی در هزینههای لجستیک و تولید، افزایش قیمت نفت و بنزین در ایالات متحده تنها یک مسئله جانبی نیست، بلکه محرکی برای تورم گسترده در سبد کالاهای مصرفی است
عربی ۲۱ در گزارشی پیرامون دور جدید درگیری اسرائیل با ایران نوشت:دستگاه امنیتی در اسرائیل، وقوع رویارویی نظامی با ایران در آینده نزدیک را بعید دانست، اما با قدرت در حال آمادهسازی برای از سرگیری حملات علیه تهران است.
به گزارش وبسایت عبری «والا» به قلم کارشناس نظامی، امیر بوخبوط، مقامات امنیتی اسرائیل اعلام کردند که «احتمال گسترش دامنه رویارویی نظامی با ایران در آینده نزدیک کاهش یافته است.» طبق این گزارش، این برآورد اسرائیل پس از «مجموعهای از نشستها و گفتگوها با مقامات ارشد آمریکایی» حاصل شده است.
به گفته این مقامات، «تصمیم ترامپ برای اعمال بسته جدید و شدیدی از تحریمهای اقتصادی، با هدف خرید زمان تا پس از انتخابات میاندورهای کنگره در ایالات متحده اتخاذ شده است.
بر همین اساس، ارتش اسرائیل سطح آمادگی خود را برای یک سناریوی افراطی، یعنی از سرگیری حملات علیه ایران، در تمامی سطوح تقویت خواهد کرد؛ از جمله در زمینههای اطلاعاتی، خرید مهمات، تولید موشکهای رهگیر، آمادهسازی بانک اهداف، و افزایش آمادگی نیروی هوایی در دو سطح دفاعی و تهاجمی.
العهد در گزارشی در رابطه با تهدید ترور ترامپ توسط ایران در ترکیه نوشت: اسرائیل بیشترین منفعت را از تشدید رویارویی آمریکا و ایران میبرد، زیرا افزایش درگیری واشنگتن با تهران میتواند فشارها بر اسرائیل را کاهش داده و زمینه را برای ادامه عملیات نظامی آن فراهم کند.
ترامپ نیز ممکن است از تصویرسازی یک «رئیسجمهور در معرض تهدید ایران» سود سیاسی ببرد؛ چراکه چنین روایتی میتواند مواضع سختگیرانهتر او علیه تهران را توجیه کند.
این ماجرا بیش از آنکه یک عملیات فرار از تهدید ایران باشد، یک رسوایی اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل است. اطلاعاتی با منشأ اسرائیلی و سطح اطمینان پایین ممکن است برای تأثیرگذاری بر تصمیمات ترامپ استفاده شده باشد و دولت آمریکا نیز برای بیش از یک ماه جزئیات ماجرا را پنهان کرده است.
پرسش نهایی این است: آیا ترامپ واقعاً از یک تهدید ایرانی فرار کرد، یا اینکه گرفتار یک عملیات فریب اطلاعاتی با منشأ اسرائیلی شده است؟
رسانه های چین و روسیه
وبسایت شبکه آرتی عربی در گزارشی با اشاره به مصرف گسترده موشکهای کروز تاماهاوک در جنگ با ایران نوشت که شرکت ریتون، زیرمجموعه شرکت دفاعی آرتیایکس، در مسیر افزایش تولید سالانه این موشکها به بیش از هزار فروند قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، ریتون قراردادی چندساله به ارزش ۲۲.۹ میلیارد دلار با پنتاگون دریافت کرده است؛ قراردادی که در چارچوب طرح «زرادخانه آزادی» وزارت دفاع آمریکا برای افزایش تولید مهمات حیاتی اجرا میشود. این شرکت قرار است ظرفیت تولید تاماهاوک را از حدود ۶۰ فروند در سال به بیش از هزار فروند افزایش دهد؛ یعنی حدود ۱۶ برابر.
آرتی عربی به نقل از پیتر سوشیو، نویسنده نشریه نشنال اینترست، نوشت تولید تاماهاوک فرایندی پیچیده است و تکمیل هر موشک از زمان سفارش تا تحویل ۱۸ تا ۲۴ ماه زمان میبرد. این موشکها از هزاران قطعه تخصصی تشکیل شدهاند و قیمت مدل پایه آنها حدود ۲.۲ میلیون دلار و نمونههای تخصصی بیش از ۴ میلیون دلار است.
تاماهاوک یکی از مهمترین سلاحهای تهاجمی دوربرد نیروی دریایی آمریکا محسوب میشود و از کشتیها و زیردریاییها برای حمله دقیق به اهداف زمینی در فاصله بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر استفاده میشود.
این گزارش میافزاید آمریکا در هفتههای نخست عملیات موسوم به «خشم حماسی» بیش از ۸۵۰ و احتمالاً تا هزار فروند تاماهاوک علیه اهدافی در ایران شلیک کرد؛ رقمی بیسابقه در یک عملیات نظامی آمریکا. در مقایسه، ارتش آمریکا طی کل جنگ عراق از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ حدود ۸۵۰ فروند از این موشکها استفاده کرده بود.
به نوشته آرتی عربی، مصرف گسترده تاماهاوک در جنگ ایران ذخایر نیروی دریایی آمریکا را بهشدت کاهش داده و پنتاگون را به سمت افزایش تولید و استفاده از مهمات ارزانتر برای عملیاتهای طولانی سوق داده است. با این حال، آمریکا همچنان جایگزین مؤثری برای تاماهاوک در اختیار ندارد و به افزایش ذخایر این موشک نیازمند است.
شبکه تلویزیونی سیجیتیان چین در گزارشی به قلم وانگ جین، مدیر مرکز مطالعات راهبردی دانشگاه نورثوست، نوشت تقابل آمریکا و ایران پس از نزدیک به شش ماه درگیری، وارد مرحلهای شده که واشنگتن بیش از گذشته به ابزارهای اقتصادی برای اعمال فشار بر تهران متکی است.
به نوشته سیجیتیان، آمریکا به این نتیجه رسیده است که ابزار نظامی به تنهایی نمیتواند ایران را به تغییر مسیر در موضوعاتی مانند برنامه هستهای و تنگه هرمز وادار کند. از سوی دیگر، ادامه عملیات نظامی هزینه سنگینی برای واشنگتن دارد و ناوگروههای آمریکایی در منطقه مدت طولانی در وضعیت عملیاتی قرار داشتهاند.
ذخایر موشکهای پدافندی آمریکا نیز بهطور قابل توجهی کاهش یافته و این مسئله توان واشنگتن برای ادامه یک جنگ فرسایشی را محدود میکند.
این گزارش حملات ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و بسته ماندن تنگه هرمز را از عوامل تشدید دامنه درگیری دانسته و تأکید کرده است که پیامدهای این وضعیت تنها به منطقه محدود نمانده و اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بر اساس این تحلیل، واشنگتن برای ادامه فشار بر ایران دو مسیر اصلی را دنبال میکند: حفظ محاصره دریایی و استقرار نیروهای دریایی و ناوگروههای هواپیمابر در اطراف ایران با هدف محدود کردن تجارت خارجی تهران، و اعمال دور جدیدی از تحریمها علیه افراد و نهادهای ایرانی و تشدید نظارت بر تجارت خارجی و مبادلات انرژی.
با این حال، سیجیتیان تردید دارد که فشار اقتصادی بتواند در کوتاهمدت ایران را به امتیازدهی گسترده وادار کند. تحریمهای چند دهه گذشته، بهویژه پس از خروج یکجانبه آمریکا از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸، مشکلات اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی ایجاد کرده، اما نتوانسته بنیان اقتصادی و عملکرد اساسی جامعه ایران را از بین ببرد.
این گزارش میافزاید ایران پس از آغاز درگیری در پایان فوریه، استفاده از مسیرهای زمینی از طریق عراق، پاکستان، کشورهای آسیای مرکزی و روسیه را افزایش داده و از این طریق تلاش کرده است راههای تجارت خارجی خود را متنوع کند.
نویسنده نتیجه میگیرد که تشدید همزمان فشار نظامی و اقتصادی احتمالاً به جای حل مسائل امنیتی منطقه، آمریکا را در یک رویارویی طولانیمدت با ایران گرفتار خواهد کرد و هزینههای راهبردی و اقتصادی سیاست واشنگتن در خاورمیانه را افزایش میدهد.
منبع: خبرگزاری مهر
