یادت را خواهم کاشت…
همشهری آنلاین- سحر جعفریانعصر: آن روز، مثل حالا اواخر زمستان بود و جایی حوالی محله سَبو بزرگ لواسان که پیش از آن حتی نامش را هم نشنیدهبود…اصلا، او که در جنوبغربی تهران، رباطکریم ساکن و شاغل بود، کجا و به خاک اَفشاندنِ زالزالک و نارون در شمالشرقی تهران، اطراف و اکنافِ لتیان و لواسان، کجا؟ همچنان، بیخ و بُنِ این خاطره خوش را زیر و رو میکند…برگه سند و گواهی تولد را به یاد میآورد؛ «یکی اصله نهال زالزالک و یکی اصله نهال نارون به شماره زایش ۲۵۱۰ میان خاکِ رویشگاه جنگل لتیان با نام امیر دادگر برای دومین سال آسمانی شدن پدر(حاج عباس دادگر) جای گرفت». کمی دورتر از زالزالک و نارونِ امیر، زنی با نام منیر تقوی نذرِ سلامتی دختر خردسالش، نهالهای بلوط و زیتون کاشته بود. باز هم دورتر، سوگل رجبی، ریشههای ظریفِ سَرو و کاجی تُرد و لطیف را برای یادبودِ ماما عطیه و پاپا علی به خاک فروبُردهبود. و همینطور، دور و دورتر، ساقه به ساقه، کادو نهالهایی دیگر با پِلاک اختصاصی (سند، گواهی، شناسنامه و یا تمدید سرپرستی) و متناسب با زیستبومِ جنگلِ در حالِ توسعه لتیان، قدکشیدهاند. چندیست، کاشت و داشتِ کادو نهالها با قیمتهای چند صد تا چند ده میلیون تومانی، امکانات گوناگون و در رویشگاههای متنوع به رَوا و رِوالی پُرطرفدار تبدیل شدهاست.
وحدتِ ضِدینِ بلوطِ گران و سَروِ ارزان
خط و ربطِ کادو نهال و هدایای سبز با گایا (کهنترین الهه یونانی زمین)، اسپندارمذ (ایزد بانوی ایرانی زمین) و حتی با فناوریهای مو به تن سیخکن، استارتآپهای هلو بِپَر تو گلو، دایههای مهربانتر از مادر که اغلب با عنوان بامسمای کنشگران محیطزیست لَلِگی میکنندو کمی هم شاید با بیتی از شعر محمدتقی بهار که در مناظره دهقان پیر و شاهخسرو انوشیروان سُروده: «دِگران کاشتند و ما خوردیم/ما بِکاریم و دیگرانبخورند» میتواند عناصر و پدیدههایی مانند طبیعت، درخت، دوستی و تقدیم تحفه باشد. خط و ربطهایی چنان پَرت و دور از هم که عجیب نیست اگر خاطرِ «وحدت ضدین» و یا «اتحاد اَضداد» هِراکلیتوس فیلسوف و فلاسفه بعد از او را پیش ذهن آورد. حالابه اعجاب این خط و ربطها، اهمیتِ پیوسته در درازای هر زمان و همواره در پهنای هر مکان را نیز اضافه کنید. بعد، حاصلِ جمع را بر اَرج و ارزش دوچندان دیگری که بسیار در مُد و تِرند شدن کادو نهال و هدایای سبز موثر است باز هم علاوه کنید؛ ارج و ارزشِ جَستَن ازگرفت و گیرِهای علیالدوامِ «حالا براش چی بخرم؟ اصلا از چی خوشش میاد؟ چی بخرم که خراب نشه؟ و…». بدین ترتیب از حدود یک دهه پیش رسم کادو نهال و هدایای سبز یا همان کاشت نهال به یاد دوست، باب شد و هر چند وقت در میان نیز تَبش با امکان، گزینه و اختیاری نو که ایدهپردازان، دوستداران محیطزیست و بنیانگذاران استارتآپهای چندمنظوره آن عرضه میکرده و میکنند، بالا میرود.
به نام و یادهایی که به کامِ خاک و زمین میشوند
تعداد مراکز و پِلتفرمهای ویژه کادو نهال روبهفزونیست و فعالیتشان، بیشتر در سکوهای مجازی رونق دارد. لینکِ «هدیه به طبیعت برای پیروز، پسر ایران» در سایدبارِ لِندینگپِیج (صفحه فرود یا نخست) یکی از قدیمیتریناین مراکز فرهنگی و محیطزیستی هنوز هم کلیکخور دارد. معمولا هدیهدهندگانی که مناسبت و یا کسی را برای سوپرایز کردن با کاشت نهال به نام و یاد او ندارند، وارد این لینکمیشوند و بعد از کمی جستجو یکی از چند گزینه خرید نهال از بلوط تا زیتون را انتخاب و در نهایت، پیشکِشِ تولهیوزِ ایرانی، پیروز میکنند. اگر جیبشان گشاد باشد سراغِ گزینههایی مانند انتخاب باغبان و تمدید خودکارِ سرپرستی نهال بعد از گذشت یکسال هم میروند؛ گزینههایی که منوی قیمتشان با توجه به کمیت و کیفیت خدمات از گونه نهال تا شیوه باغبانی، بین ۶۰۰ هزار تومان تا بیش از ۲ میلیون تومان در نوسان است. مثلا نهال بلوط گرانتر از نهال داغداغان است یا نهال کاج از نهال سرو، ارزانتر است. باغبانی نیز از ۶ ماه تا یکسال، هزینهای بین یک تا چند میلیون تومان در بر دارد. تنظیم و ارسال سند، گواهی یا شناسنامه و پلاک درخت هم رایگان است.
طبیعتدوستی و اشتغالزایی یاکمآبی؟
کادو نهالها در رویشگاهها و روستاهای دور و نزدیک از جنگل لتیان، خوشدامنه گیلان، بومسبز جزیره ابوموسی تا دشت ماهور شیراز و بیشه خراسانرضوی کاشته میشوند. قاعده این طور است که ریشههای گونه بومی در خاک هر رویشگاه و روستا دوانیده شود تا نه پوشش گیاهی برهم خورد و نه آبی اسراف شود. «تقدیم به معلم اول دبستانم؛ خانم احمدی» این پلاکیست که از یکی از شاخههای ظریف نهالِ ۷ ساله وَن در رویشگاه بابانظر همدان آویزان است. علی، باغبان است و از طریق همین مرکز قدیمی برای نگهداری از آن ون و چند داغداغان که کسانی دیگر به زمین هدیه کردهاند به استخدام درآمدهاست: «کارگر زمینهای کشاورزیام…سیر، سیبزمینی و هندوانه آبیاری و برداشت میکنم…یکی از صحراداران (عنوانِ محلی مالکان زمینهای کشاورزی) مهندسی را بهم معرفی کرد که دنبال کارگرباغبان میگشت…دفترشان تهران و درختانشان اینجا به خاک بود…ماهانه برای نگهداری از هر نهال بهم۲۰۰ هزارتومان دستمزد میدهد…این نهالهای نذر، خیرات و کادو، دست من امانتند و حواسم هست خوب آب بخورند ولی خب، آب هم این وسط اسراف نشود…آب کم است…». علی برای هر فیلم یک دقیقهای که از وضعیت هر نهال به درخواست مالک آن برای مرکز برمیدارد و میفرستد هم دستمزد جداگانه دریافت میکند.
پایریزهای درختِ خانواده و خاندان
مشتریها یا دوستدار طبیعتند و یا طرفدارِ مُدهای اجتماعی و رفتارهای متفاوت. یکیشان مثل آرمان، حسابی پای کارِ کادو نهالهاست؛ از هدیه به زمین در مناسبتها خاص تا کاشتهای گروهی. یا کسی مانند سعیده که دانشجوی تکنولوژی محیطزیست است کهگاهی اوقات فراغتش را با حضور داوطلبانه در شبکه ناظران هدیههای کاشتهشده و احیای جنگلهای آسیبدیده سپری میکند. حتی مشتریهایی مانند ارسلان که به عنوان «سبزترین هدیهدهنده» سال جاری یکی دیگر از این مراکز کادو نهالبا اهدای ۴۰۵ نهال به طبیعت معرفی شدهاست. ارسلان از پدربزرگش که باغداری بزرگ بود، بسیار میشنید: «سیب، پای درختش میافتد…شما هم باید پا به جای پای من بگذارید».