چرا با وجود ارتباط دائمی،احساس تنهایی بیشتر شده است؟/تناقض عصر دیجیتال
منبع: مهرنیوز
تنهایی، استفاده بیشتر از فضای مجازی را تحریک میکند و استفاده افراطی یا نامناسب نیز ممکن است جای بخشی از ارتباطات عمیقتر را بگیرد.
به گزارش خبرنگار مهر، صبح با صدای اعلان تلفن همراه از خواب بیدار میشویم؛ چند پیام در گروه خانوادگی داریم، دوستی عکسی فرستاده، یک همکار درباره کار سؤال کرده و شبکه اجتماعی هم چندین اعلان تازه دارد. در طول روز دهها بار با آدمهای مختلف در تماسیم؛ عکسهای زندگی دیگران را میبینیم، نظر میدهیم، پیام میفرستیم و از اتفاقات زندگی دوستان و حتی کسانی که سالهاست ندیدهایم باخبر میشویم. با این حال، ممکن است شب که تلفن را کنار میگذاریم، احساس کنیم با همه در ارتباط بودهایم اما با هیچکس واقعاً حرف نزدهایم.این تناقض، یکی از پرسشهای مهم زندگی اجتماعی در عصر دیجیتال است: چگونه ممکن است انسان در دورهای که ارتباط با دیگران از همیشه آسانتر شده، همچنان احساس تنهایی کند؟
البته نخست باید میان «تنها بودن» و «احساس تنهایی» تفاوت گذاشت. سازمان جهانی بهداشت، تنهایی را احساس ناخوشایندی میداند که زمانی شکل میگیرد که فاصلهای میان روابط اجتماعی مورد انتظار یا مورد نیاز فرد و روابطی که در واقعیت تجربه میکند وجود داشته باشد.[۱] بنابراین فردی که تنها زندگی میکند الزاماً تنها نیست و برعکس، ممکن است کسی در میان خانواده، همکاران و دوستان فراوان زندگی کند اما احساس کند هیچکس او را واقعاً نمیفهمد.
این تمایز مهم است، چون نشان میدهد مسئله امروز الزاماً «کمبود آدم» نیست؛ شاید مسئله، کمبود رابطهای باشد که برای انسان معنا، حمایت و احساس تعلق ایجاد کند.بر اساس گزارش کمیسیون ارتباط اجتماعی سازمان جهانی بهداشت که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، تقریباً یک نفر از هر شش نفر در جهان احساس تنهایی میکند. این گزارش همچنین نشان میدهد که این مسئله به سالمندان محدود نیست و جوانان و نوجوانان نیز از گروههایی هستند که میزان بالایی از تنهایی را گزارش میکنند. بنابراین تصور قدیمی که تنهایی را عمدتاً مسئله سالمندی میدانست، دیگر با تصویر پژوهشی امروز سازگار نیست.اما چرا چنین اتفاقی افتاده است؟
ارتباط زیاد، رابطه عمیق نیست
شبکههای اجتماعی یک امکان شگفتانگیز در اختیار انسان قرار دادهاند: میتوانیم در چند ثانیه با کسی در هزاران کیلومتر آنسوتر ارتباط برقرار کنیم. برای فردی که از خانواده دور است، مهاجری که از دوستانش فاصله گرفته یا بیماری که امکان حضور در جمع را ندارد، ارتباط دیجیتال حتی میتواند نقش مهمی در حفظ رابطه داشته باشد.پس مشکل را نمیتوان صرفاً به «شبکههای اجتماعی» نسبت داد.
پژوهشها نیز رابطه میان استفاده از شبکههای اجتماعی و تنهایی را پیچیدهتر از یک رابطه ساده علت و معلولی نشان میدهند. یک پژوهش درباره استفاده از فیسبوک و تنهایی، رابطه مثبت معناداری میان استفاده از فیسبوک و تنهایی پیدا کرد، اما همزمان نشان داد که شدت این رابطه در مطالعات مختلف یکسان نیست.[۲] به عبارت دیگر، نمیتوان از این یافته نتیجه گرفت که هرکس بیشتر از شبکه اجتماعی استفاده کند الزاماً تنهاتر خواهد شد.
این نکته در پژوهشهای ایرانی نیز اهمیت دارد. در مطالعهای درباره دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران، پژوهشگران میان تنهایی عاطفی و تنهایی اجتماعی با گرایش به استفاده از شبکههای اجتماعی رابطه مثبت و معنادار پیدا کردند. در این پژوهش که ۳۴۶ دانشآموز را بررسی کرده بود، تنهایی عاطفی و اجتماعی رویهم توانستند حدود ۴۸ درصد از تغییرات گرایش به استفاده از شبکههای اجتماعی را پیشبینی کنند.[۳]
این نتیجه یک پرسش تازه ایجاد میکند: شاید گاهی فرد به این دلیل که تنهاست به شبکه اجتماعی پناه میبرد، نه اینکه ابتدا شبکه اجتماعی او را تنها کرده باشد.در این حالت، تلفن همراه برای فرد فقط وسیله سرگرمی نیست؛ به یک راه فرار از سکوت تبدیل میشود.
چرخهای که میتواند تنهایی را تشدید کند
تصور کنید فردی در زندگی واقعی احساس میکند دوستان صمیمی کمی دارد. وارد شبکه اجتماعی میشود و با دهها نفر ارتباط برقرار میکند. برای چند دقیقه احساس بهتری پیدا میکند. اما این ارتباطها ممکن است الزاماً نیاز او به صمیمیت، حمایت عاطفی یا تعلق را برطرف نکنند. در نتیجه دوباره احساس خلأ میکند و زمان بیشتری را آنلاین میگذراند.
اینجاست که یک چرخه شکل میگیرد: تنهایی، استفاده بیشتر از فضای مجازی را تحریک میکند و استفاده افراطی یا نامناسب نیز ممکن است جای بخشی از ارتباطات عمیقتر را بگیرد.
یک پژوهش ایرانی درباره دانشآموزان دختر متوسطه شهر کرج، با بررسی ۴۰۰ نفر، رابطه میان احساس تنهایی و اعتیاد به شبکههای اجتماعی را مطالعه کرده است. نتایج این تحقیق نشان داد احساس تنهایی و حمایت اجتماعی ادراکشده هر دو با اعتیاد به شبکههای اجتماعی ارتباط معنادار دارند و حمایت اجتماعی ادراکشده در این رابطه نقش میانجی ایفا میکند.[۴]این یافته یک مفهوم مهم را وارد بحث میکند: «احساس حمایت شدن».ممکن است فرد صدها دنبالکننده داشته باشد اما وقتی مشکلی جدی برایش پیش میآید، نداند با چه کسی تماس بگیرد. در مقابل، فرد دیگری ممکن است فقط سه یا چهار دوست نزدیک داشته باشد اما مطمئن باشد در یک بحران میتواند روی آنها حساب کند.
بنابراین تعداد ارتباطات الزاماً معادل کیفیت ارتباطات نیست.اگر مسئله فقط تعداد دوستان یا میزان استفاده از اینترنت بود، احتمالاً پاسخ سادهتر میشد. اما پژوهشها نشان میدهند که احساس تنهایی حتی میتواند در دل رابطههای خانوادگی و زناشویی نیز شکل بگیرد.
در یک مطالعه پیمایشی درباره ۳۸۵ زن و مرد متأهل ساکن مناطق ۲، ۶ و ۱۵ تهران، رابطه میان احساس تنهایی، حمایت ادراکشده، رضایت زناشویی و استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی بررسی شد. یافتههای این پژوهش نشان داد میان احساس تنهایی و میزان استفاده از شبکههای اجتماعی رابطه مثبت معنادار وجود دارد و میان حمایت عاطفی، رضایت زناشویی و استفاده از شبکههای اجتماعی رابطه منفی معنادار مشاهده شده است.[۵]
اهمیت این یافته در آن است که نشان میدهد ممکن است فرد در خانه، همسر، فرزند یا خانواده داشته باشد اما همچنان از نظر عاطفی احساس تنهایی کند.در چنین شرایطی، تلفن همراه ممکن است جایگزین رابطهای شود که در دنیای واقعی به اندازه کافی رضایتبخش نیست. فرد ممکن است با دیگران چت کند، زندگی افراد ناشناس را دنبال کند یا ساعتها در شبکه اجتماعی بماند؛ نه لزوماً به این دلیل که ارتباط مجازی برایش جذابتر است، بلکه چون نیاز به دیدهشدن و شنیدهشدن در رابطه نزدیک زندگیاش بهطور کامل تأمین نشده است.
این همان جایی است که باید از قضاوت ساده درباره «معتادان به فضای مجازی» فاصله گرفت. گاهی رفتار دیجیتال، علامت یک مسئله عمیقتر اجتماعی یا عاطفی است.یک ویژگی دیگر شبکههای اجتماعی، امکان مشاهده دائمی زندگی دیگران است. ما معمولاً بخشهای انتخابشده زندگی دیگران را میبینیم: سفر، موفقیت، ازدواج، تولد فرزند، خرید خانه، شغل جدید، مهمانی و لحظات خوش.
اما زندگی خودمان را بهصورت کامل تجربه میکنیم؛ با شکستها، اضطرابها، مشکلات مالی، اختلافات خانوادگی و روزهایی که هیچ اتفاق خاصی در آنها نمیافتد.در نتیجه ممکن است فرد زندگی کامل خودش را با ویترین زندگی دیگران مقایسه کند.
این مقایسه لزوماً برای همه افراد یکسان نیست و نمیتوان گفت هر استفادهای از شبکه اجتماعی به نارضایتی یا تنهایی منجر میشود. اما زمانی که شبکه اجتماعی جای تجربه مستقیم زندگی را بگیرد، فرد ممکن است بهجای مشارکت در یک رابطه، بیشتر تماشاگر رابطه دیگران شود.در این حالت، تناقض اصلی عصر ارتباطات آشکارتر میشود: ما بیش از هر زمان دیگری از زندگی دیگران خبر داریم، اما خبر داشتن از زندگی دیگران الزاماً به معنای نزدیک بودن به آنها نیست.
مسئله فقط اینترنت نیست؛ جامعه هم تغییر کرده است
اگر همه چیز را گردن شبکههای اجتماعی بیندازیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست دادهایم.سازمان جهانی بهداشت در گزارش ۲۰۲۵ خود عوامل متعددی را برای تنهایی و انزوای اجتماعی برمیشمارد: زندگی تنها، تغییرات مهم زندگی، از دست دادن شغل، مهاجرت، جدایی، وضعیت اقتصادی، ضعف منابع اجتماعی و حتی نبود فضاهای مناسب برای تعامل اجتماعی.بنابراین شبکه اجتماعی را باید درون یک تغییر بزرگتر اجتماعی دید.
شهرهای بزرگتر شدهاند، رفتوآمدها طولانیتر شده، بسیاری از افراد برای تحصیل و کار از خانواده و دوستان خود فاصله میگیرند، الگوهای اشتغال تغییر کرده و بخشی از تعاملات اجتماعی از محیطهای واقعی به فضاهای دیجیتال منتقل شده است.در چنین شرایطی، تلفن همراه میتواند هم مسئله باشد و هم راهحل.
برای فردی که کیلومترها از خانواده دور است، تماس تصویری میتواند فاصله را کاهش دهد. برای فردی که در یک محیط جدید هیچ دوست نزدیکی ندارد، شبکه اجتماعی میتواند امکان پیدا کردن گروههای همعلاقه را فراهم کند. اما اگر همین ابزار جای تمام روابط حضوری را بگیرد، ممکن است نتیجه متفاوت باشد.
بنابراین پرسش درست این نیست که «شبکه اجتماعی خوب است یا بد؟»؛ بلکه باید پرسید «این فناوری در زندگی یک فرد چه نقشی پیدا کرده است؟»شاید مهمترین اشتباه در فهم تنهایی این باشد که آن را با تعداد ارتباطات اندازه بگیریم.
انسان الزاماً به صدها دوست نیاز ندارد. آنچه اهمیت دارد، وجود رابطههایی است که در آنها بتواند خود واقعیاش را نشان دهد، آسیبپذیر باشد، حمایت دریافت کند و در مواقع دشوار روی دیگری حساب کند.
گزارش سازمان جهانی بهداشت نیز ارتباط اجتماعی را فقط تعداد روابط تعریف نمیکند، بلکه سه بعد برای آن در نظر میگیرد: ساختار روابط، کارکرد آنها و کیفیت تعاملات.[۱] این تفکیک به خوبی توضیح میدهد چرا ممکن است یک فرد در شبکهای بزرگ از روابط قرار داشته باشد اما همچنان احساس تنهایی کند.
پژوهشهای جدید درباره رابطه اینترنت و تنهایی نیز همین پیچیدگی را نشان میدهند. یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۴ درباره رابطه اعتیاد به اینترنت و تنهایی، با ترکیب نتایج مطالعات مختلف تلاش کرده است رابطه این دو پدیده را دقیقتر اندازهگیری کند و نشان میدهد که استفاده مسئلهساز از اینترنت و احساس تنهایی به یکدیگر مرتبطاند.[۶] اما وجود رابطه آماری بهخودیخود به این معنا نیست که در همه افراد، اینترنت علت اولیه تنهایی بوده است.
شاید بهتر باشد به جای پرسیدن «چرا شبکههای اجتماعی ما را تنها کردهاند؟» سؤال را کمی تغییر دهیم: «چرا انسان امروز، با وجود ابزارهای فراوان ارتباطی، هنوز نمیتواند همیشه رابطهای را که به آن نیاز دارد پیدا کند؟»پاسخ احتمالاً ترکیبی از فناوری، سبک زندگی، خانواده، اقتصاد، شهر، فرهنگ و روان انسان خواهد بود.و شاید به همین دلیل است که راهحل تنهایی نیز نمیتواند فقط «کمتر گوشی استفاده کن» باشد.
اگر فردی هیچ دوست نزدیکی ندارد، کمکردن زمان استفاده از شبکه اجتماعی بهتنهایی مشکل او را حل نمیکند. اگر زوجی در خانه با یکدیگر احساس صمیمیت نمیکنند، کنار گذاشتن تلفن همراه الزاماً رابطه را ترمیم نمیکند. اگر جوانی به دلیل مهاجرت یا جابهجایی اجتماعی از شبکه حمایتی خود جدا شده است، مسئله به ایجاد دوباره ارتباطهای معنادار نیاز دارد.مسئله اصلی، بازگرداندن «رابطه» به زندگی است؛ نه صرفاً حذف «صفحه نمایش».
در نهایت، تناقض عصر ارتباطات شاید این نباشد که انسانها بیش از حد آنلاین شدهاند؛ بلکه این باشد که امکان ارتباط افزایش یافته، اما نیاز انسان به رابطه عمیق همچنان همان نیاز قدیمی است.ما میتوانیم در یک روز با صدها نفر تماس داشته باشیم، اما همچنان برای یک نفر که بتوانیم نیمهشب با او تماس بگیریم و بدون توضیح زیاد حرف بزنیم، دلتنگ باشیم.تلفن همراه میتواند فاصله جغرافیایی را از میان بردارد؛ اما فاصله عاطفی را همیشه نمیتواند پر کند.شاید مسئله عصر جدید همین باشد: انسان بیش از گذشته «در دسترس» است، اما الزاماً بیش از گذشته «در کنار دیگری» نیست.
منابع
[۱] گزارش سازمان بهداشت جهانی سال ۲۰۲۵
[۲] Song, H., Zmyslinski-Seelig, A., Kim, J., Drent, A., Victor, A., Omori, K., & Allen, M., “Does Facebook make you lonely? A meta analysis”, Computers in Human Behavior, ۲۰۱۴.
[۳] عائلی، آرزو؛ تاجیک اسماعیلی، سمیه، «نقش احساس تنهایی در گرایش به استفاده از شبکههای اجتماعی در میان دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران»، خانواده و پژوهش، دوره ۱۹، شماره ۱، بهار ۱۴۰۱.
[۴] طالبزاده، سپیده؛ احدی، حسن؛ صداقت، مستوره؛ خلعتبری، جواد؛ تیزدست، طاهر، «نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراکشده در رابطه بین احساس تنهایی و اعتیاد به شبکههای اجتماعی»، روانشناسی معاصر، سال ۱۸، شماره ۲، ۱۴۰۲/۲۰۲۴، صص. ۲۴–۳۶.
[۵] پاکخصال، اعظم؛ سیفاللهی، سیفالله؛ میرزائی، خلیل، «بررسی رابطه احساس تنهایی، حمایت ادراکشده و رضایت زناشویی با استفاده از شبکههای مجازی در بین زوجین تهرانی»، مطالعات راهبردی زنان، دوره ۲۲، شماره ۸۷، بهار ۱۳۹۹.
[۶] Wang, Y. & Zeng, Y., “Relationship between loneliness and internet addiction: a meta-analysis”, BMC Public Health, ۲۰۲۴, ۲۴:۸۵۸.
📌 خلاصه خبر
البته نخست باید میان «تنها بودن» و «احساس تنهایی» تفاوت گذاشت. سازمان جهانی بهداشت، تنهایی را احساس ناخوشایندی میداند که زمانی شکل میگیرد که فاصلهای میان روابط اجتماعی مورد انتظار یا مورد نیاز فرد و روابطی که در واقعیت تجربه میکند وجود داشته باشد.[۱] بنابراین فردی که تنها زندگی میکند الزاماً تنها نیست و برعکس، ممکن است کسی در میان خانواده، همکاران و دوستان فراوان زندگی کند اما احساس کند هیچکس او را واقعاً نمیفهمد. این تمایز مهم است، چون نشان میدهد مسئله امروز الزاماً «کمبود آدم» نیست؛…
منبع: مهرنیوز