اخبار جهان > آمریکا

زمان ایستادگی در مقابل ترامپ فرا رسیده است



به گزارش همشهری آنلاین به نقل از کیهان، «دونالد ترامپ با تبدیل قانون به ابزار انتقام، آمریکا را در مسیر اقتدارگرایی و فروپاشی دموکراسی قرار داده است. ضعف نهادها، سکوت اپوزیسیون و تسلیم نخبگان، راه را برای گسترش این روند هموار کرده است. در سیاست خارجی نیز، کارنامه‌ای آکنده از شکست و خیانت، موقعیت جهانی آمریکا را متزلزل ساخته است. اگر مقاومت مؤثری شکل نگیرد، نه‌تنها آمریکا بلکه نظم جهانی قربانی جاه‌طلبی‌های یک فرد خواهد شد. زمان ایستادگی فرا رسیده است».

این تحلیل را نشریه آمریکایی «پراجکت سیندیکت» به قلم «کریس پتن» (کمیسر پیشین اتحادیه اروپا در امور خارجی و رئیس دانشگاه آکسفورد) منتشر کرد و نوشت: مادرم همیشه می‌گفت: «یادت باشه، آخرش به گریه ختم میشه.» او این حرف را در مورد کسانی می‌زد که شهرت‌شان نه بر اساس استعداد، بلکه با هیاهو و خودنمایی بنا شده بود. به نظر می‌رسد که این پیش‌بینی، سرنوشت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و چاپلوسان او را رقم خواهد زد. اما غم‌انگیزتر آن است که این اشک‌ها تنها از چشمان آنها جاری نخواهد شد. آمریکا ناچار است بهای بی‌پروایی‌هایشان را بپردازد و جهان نیز ناگزیر در این رنج شریک خواهد بود.

هرچند نمی‌توان به‌طور دقیق پیش‌بینی کرد که اوضاع چگونه و در چه زمانی از هم خواهد پاشید، اما نشانه‌های آشکاری وجود دارند که بحران جدی در راه است. ابرهای تیره بر فراز واشنگتن و حتی فراتر از آن در حال انباشتند. این بحران ممکن است یک بحران قانون اساسی باشد، یا حتی بدتر از آن؛ به‌ویژه زمانی که دولت ترامپ حاکمیت قانون را که زمانی سنگ‌بنای دموکراسی آمریکایی محسوب می‌شد، به ابزاری برای انتقام‌جویی از مخالفان و رقبای سیاسی تبدیل کرده است.

این نوع رفتارها پیشینه‌ای دارد؛ نه فقط در آمریکا، بلکه در اروپا در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰. اگر این قیاس برای شما اغراق‌آمیز یا ناعادلانه به نظر می‌رسد، کافی است به سخنان اخیر ترامپ در وزارت دادگستری توجه کنید. او قضات مستقل و مأموران اجرای قانون را «آدم‌های واقعاً بدی» توصیف کرد و مدعی شد که آنها در تلاشند آمریکا را به «یک کشور فاسد، کمونیستی و جهان‌سومی» تبدیل کنند.

در دو ماه اخیر، ترامپ‌، به تدریج موانع قانون اساسی بر سر راه قدرت نامحدود ریاست‌جمهوری را کنار زده است. موفقیت این روند تا حد زیادی به واکنش مردم آمریکا وابسته می‌باشد این که آیا آنان آماده‌اند که پذیرای زندگی تحت یک رژیم اقتدارگرای نوظهور باشند یا در برابر آن ایستادگی خواهند کرد؟

آنچه وضعیت را نگران‌کننده‌تر می‌کند، عقب‌نشینی‌های مکرر بسیاری از جمهوری‌خواهان از جمله سناتور لیندسی گراهام در برابر کوچک‌ترین نارضایتی ترامپ است. اکنون این پرسش مطرح است: آمریکایی‌هایی که به آزادی بیان و رسانه‌های آزاد باور دارند، تا چه زمانی در برابر تهدیدات ترامپ علیه رسانه‌ها و صاحبان آنها که بیش‌ازحد مطیع شده‌اند، سکوت خواهند کرد؟ حتی برجسته‌ترین دانشگاه‌ها و مؤسسات حقوقی کشور نیز در مواجهه با فشارهای فزاینده کاخ‌سفید بر نهادهای مستقل و منتقد، نشانه‌هایی از تسلیم بروز داده‌اند.

شاید روزی طرفداران ترامپ متوجه شوند که افزایش تعرفه‌های گمرکی با کاهش مالیات تفاوتی اساسی دارد و سیاست‌های تجاری او نه‌تنها باعث کاهش قیمت‌ها نمی‌شود، بلکه به رکود اقتصادی و افزایش تورم دامن می‌زند. اما تا آن زمان، نباید انتظار داشت که آمریکا بتواند نقشی باثبات و معتبر در مواجهه با چالش‌های بزرگ سیاست خارجی ایفا کند؛ چالش‌هایی که جوامع آزاد جهان به‌شدت با آنها دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ترامپ که گمان می‌کند تنها با غریزه یک دلال املاک نیویورکی می‌توان مذاکرات بین‌المللی را پیش برد، خود را استاد دیپلماسی جهانی می‌پندارد. اما اگر کسی هنوز در این توهم به‌سر می‌برد، کافی است کارنامه او در دور نخست ریاست‌جمهوری‌اش را مرور کند.

یکی از نمونه‌های بارز، توافق فاجعه‌بار ترامپ با طالبان بود؛ توافقی که کمی پیش از پایان دوران ریاست‌جمهوری‌اش در سال ۲۰۲۱ به امضا رسید. برنده واقعی این توافق، تنها طالبان بود؛ گروهی که بدون هیچ محدودیتی توانستند حکومت استبدادی خود را بار دیگر بر افغانستان تحمیل کنند. یا تلاش نمایشی ترامپ برای نزدیکی به کیم جونگ اون، دیکتاتور کره‌شمالی؛ با وجود تبلیغات گسترده درباره رابطه ظاهری میان این دو، ترامپ هیچ پیشرفتی در زمینه خلع سلاح هسته‌ای کره‌شمالی به دست نیاورد. در نهایت، او بدون هیچ دستاورد ملموسی در این زمینه، کاخ‌سفید را ترک کرد.



منبع:همشهری آنلاین

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا